تبليغاتX
مبهم دور -
و خدا بود و دگر هیچ نبود ...

 

 

 

نه مهر گفت و نه ماه

نه شب نه روز ،

که این رهگذر که بود و چه شد!

نه هیچ دوست ،که این همسفر چه گفت و چه خواست...!

ندید یک تن از این همسفران

که این گسسته ،

 غباری به چنگ باد هواست...!

 

 

مثل همه شعرای مشیری قشنگه!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 10:3  توسط مارال |