تبليغاتX
مبهم دور -
و خدا بود و دگر هیچ نبود ...

 

 

هزاران دهقان برای باریدن باران دعا کردند ،

غافل از آنکه خدا با کودکی بود که چکمه هاش سوراخ بود... !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 9:25  توسط مارال |