تبليغاتX
مبهم دور -
و خدا بود و دگر هیچ نبود ...

 

 

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

که آرام میان دشت شب خفته است

دریایم و نیست باکم از طوفان

دریا همه عمر خوابش آشفته است!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/05ساعت 15:27  توسط مارال |