تبليغاتX
مبهم دور
و خدا بود و دگر هیچ نبود ...

 

 

می خواهم با او تنها باشم 

هیچ کس را نمی خواهم

هیچکس را می خواهم

می خواهم با او تنها باشم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/17ساعت 14:46  توسط مارال | 

 

 

چیزی مرا به گریه انداخت 

                                    و آن ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/02/12ساعت 16:4  توسط مارال |